|
+ نوشته شده در دوشنبه 7 مرداد1387 5:18 PM توسط شاخ شکن ها |
بابا عجب روزگاری شده ها...
چپ می ری شاخ می بینی ...راست می ری شاخ می زنند... آخه حرص هم داره ...یارو شاخش از قدش و حتی دماغش هم گنده تره ... تا کی می خوان ادامه بدن ؟ بابا داداش من چرا فک می کنی خفنی ...شاخی...؟اصلا چرا فکر می کنی آدمی؟ راستی تو مگه فکر هم می کنی؟... دهه... " هوو...با تو ام خفنه...بپا...دیگه اوضاع فرف فوکوله...دیگه ما شاخ شکنا اومدیم تو میدون تا بینیم کی جرأت داره واسه ما شاخ شه؟؟؟ " چی؟ ها؟ نشنیدم...یه بار دیگه...نه بگو...نترس...بگو دیگه... نه...خوشم اومد...آفرین...خوب طرفتو شناختی ...باید هم بترسی... شاخ شکنیم دیگه ...الکی که نیس.... خلاصه واس خودت گفتم ... : بپا... این وبلاگ رو هم که می بینی واسه هر کیه که با شاخ جماعت مشکل داره... میدونی که تعداد این شاخا کم نیس ... پس تعداد ضدشون هم کم نیس " هیچ " زیاد هم هس...حتی زیادتر ... این جا رفیق رفقای شاخ شکن جمع می شیم تا شاخ هر شاخیو " از پسر و دختر ... وحشی و اهلی... سفید و سیاه...سم دار و بی سم..." به طرز فجیحی بشکنیم... حالا تو یا جزو خود شاخ هایی یا شاخ شکن ها... اگه خودت شاخی : وای بر تو ...از همین الآن تسلیت...جهنم بر تو گوارا باد... ولی واسه خودت می گم: تا همه ی شاخ شکن ها به وجود این وبلاگ پی نبردن کاسه کوزه تو جمع کن و برو...نه واسه این که زنده بمونی... واسه این که دیرتر کشته شی... اگر هم شاخ شکنی : فدات...به جمع ما یا " انجمن ما " خوش اومدی... واقعا ایول که تو این شاخ بازار آلوده نشدی ...می فهممت...خیلی سخته... ولی رفیق دیگه فرق داره قضیه...می دونی که...دیگه تنها نیستی... ما همه با همیم تا در آخر یه کلکسيون شاخ بسازیم تا عبرتی بشه واسه دیگرون که... شاخ بازی ممنوع... !.... + نوشته شده در سه شنبه 18 تیر1387 4:51 PM توسط شاخ شکن ها |
|
| ||||||